ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 7
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
مىشود و ديگر گاه از ييلاقهاى اطراف هرات عازم دجله مىگردد و در محاصرهء بغداد شركت مىنمايد ، و درين سفرهاست كه ظفرنامههاى پر طمطراق « هرات » و « قندهار » و صلحنامههاى متعدد ايران و روم از خامهء او تراوش مىكند و بعنوان نثر دورهء بعد از صفوى در تاريخ ادبيات ايران باقى مىماند . در دهم محرّم الحرام 1160 هجرى قمرى ميرزا مهديخان بعضويت هيأت حسن - نيتى در تحت سرپرستى مصطفى خان شاملو با هداياى زياد ( صفحهء 415 جهانگشا ) از اصفهان عازم بغداد مىشود تا بوسيله احمد پاشا حاكم بغداد اين هيأت با هيأت حسن - نيت عثمانى مبادله شود و سپس بقسطنطنيه رود . - نادر نيز در همان وقت از طريق يزد و كرمان راه خراسان در پيش مىگيرد و با ساختن كله منارهها در شهرهاى بين راه به فتحآباد قوچان ميرسد و در آنجا نتيجهء ظلمهاى بىحساب خود را مىگيرد و بدست فرماندهان خود مقتول مىشود . خبر مرگ نادر در بغداد بميرزا مهديخان مىرسد و مانع رفتن او باسلامبول مىشود . هانرى ماتيه مىگويد : در اين اوقات حسين ميرزا نامى در بغداد پيدا شد و ادّعاى شاهزادگى صفوى را كرد و خود را پسر شاه طهماسب خواند . از قرار ميرزا مهديخان از جمله كسانى است كه ادعاى او را تصديق نمود . « الخبر يحتمل الصدق و الكذب » . بعد ازين وقايع بقولى ميرزا مهديخان از بغداد بكرمانشاه و از كرمانشاه بمشهد مىرود و بقول ديگر - قول آقاى تربيت - عازم تبريز مىشود و بگوشهنشينى و انزواء عمر مىگذراند . درين دوران است كه تاريخ جهانگشا پايان مىپذيرد و دو فصل آخر آن برشتهء تحرير درمىآيد فصلى كه حاوى اطلاعات جالبى از اعمال سالهاى آخر نادر و كور كردن رضا قلى - ميرزا و حوادث يك ساله بعد از نادر است . متأسفانه تاريخ مرگ او بدست نيست آنچه مسلم است او تا سال 1173 هجرى قمرى ، كه سال پايان كتاب سنگلاخ است ، حيات داشته و از عبارتى كه در آخر